زيرا در آن زمان هم مانند امروز جنگ واقعيتي ناگزير به شمار ميرفت و لازم بود حقوق و وظايف ناشي از آن دقيقاً توصيف شود، جنگ كجا و چگونه آغاز ميشود؟ كي و چگونه پايان مييابد؟ حقوق پيروزمندان جنگ يا افراد غيرجنگجو چيست؟ موارد جنگهاي مشروع كدام است؟ شرايط متاركه و صلح چيست؟ جوواني دا لنيانو به همان اندازه كه حقوقدان بود، فقيه نيز بود و اوهام اخترگويي ذهنش را مكدر ساخته بود؛ از اينرو رسالهاش درباب جنگ مخلوطي است از الهيات، اخترگويي، پزشكي و حقوق؛ واقعيت و خيال. بااينهمه، يكي از نخستين تلاشها در غرب براي مقابله با اينگونه مسائل است و ميكوشد تا آنها را به صورتي هرچه بهتر حل كند.
اكنون بايد توجه كنيم كه بحث درمورد جنگ اگر در قلمرو مسيحيت تازگي داشت، در اسلام مبحثي قديمي بود. درواقع پيامبر اسلام خود در اين مورد سخن گفتهبود و در قرآن اشارههاي زيادي به جهاد، علل و شرايط آن ديده ميشود. رسالههاي عربي زيادي به اين مسئله اختصاص يافته، از قبيل رسالهٴ ابن تومَرْت (دوازدهم ـ 1) و موضوع در رسالههاي مربوط به شهسواري موردبحث قرار گرفته، از قبيل رسالهٴ فضلالخيل، تأليف عبدالموٴمن دمياطي (سيزدهم ـ 2) و كتاب في الجهاد و الفُروسية، تأليف
طَيْبُغابن عبدالله (وفات: ? 1394)؛ همچنين موضوع همواره مورد بحث آثار فقهي بودهاست و در مقدمهٴ ابن خلدون شرح مبسوطي در اينباره ديده ميشود.
مختصر آنكه مسائل اخلاقي و حقوقي ناشي از شرايط جنگي مورد توجه دايم مسلمانان بود.1 جالب است كه در هر دو مورد ـ مسيحيت و اسلام ـ موضوع با تمام بغرنجياش براثر طرح جنگ مجازي (يعني كشاكش اخلاقي، جنگ وجداني) در كنار جنگ واقعي بيهيچ ضرورتي بغرنجتر شدهاست. صوفيه ميان جهاد اكبر (كه مبارزه با هواها و آلودگيهاي نفساني است) و جهاد اصغر (كه مبارزه با كافران است) فرق گذاشتهاند. جوواني هم از جنگ روحالقدس با سركشيهاي شيطان، يعني جنگ انسان با نفس اماره سخن ميگويد، كه معادل جهاد اكبر اسلامي است. آيا اين مطابقت تصادفي است، يا انديشههاي اسلامي به جوواني رسيده بوده است؟
نوعي ديگر از جنگ هم وجود داشت كه در آن روز متداولتر بود: جنگ داخلي؛ شورش بر ضد يك خودكامه، يا شورش كارگران رنجديده بر ضد كارفرمايان ـ قيامهاي سياسي يا اجتماعي.
علل قيامها چيست و چگونه ميتوان حق قيامكردن را توصيف و تحديد كرد؟ از طرف ديگر، حقوق جباران چيست ( در اصطلاح جديد، حقوق دوچه يا فوهررها)؟ جوواني تقريباً از عهدهٴ اين بحث خطير برآمدهاست و كولوتچو سالوتاتي در رسالهاش در باب
جباران، كه در حدود
1. براي آگاهي كلي در زمينهٴ جهاد ¿ Hughes, pp. 243- 48, 1885; D.B. Macdonald , EI 1, p. 1041,1913
Majid Khadduri, The law of war and peace in Islam, Chicago thesis, 142 p., London 1940).